Tag Archives: با

خبرگزاری آريا – با حل اين معماها در ۷ ثانيه نشان مي دهيد ذهن بي نظيري داريد


با حل اين معماها در 7 ثانيه نشان مي دهيد ذهن بي نظيري داريد

خبرگزاري آريا –
معما با جواب, معما هاي جالب
معما همراه با جواب
اگر از آن دسته افرادي هستيد که ذهن کنجکاوي دارند و فکر مي کنند براي هر چيزي در دنيا توضيحي منطقي وجود دارد اين معماها براي شما ساخته شده است. اگر نياز داريد ذهنتان را گرم و هوشيار کنيد اين مقاله را بخوانيد. هر کدام از معماها را در عرض ۷ ثانيه حل کنيد.
معما
۱- هنرمنداني که سوغاتي مي سازند مي توانند يک قايق را داخل بطري جاي دهند. آيا روشي سراغ داريد که بتوان يک عدد خيار را بدون خرد کردن داخل بطري قرار داد؟
۲- هنگام صبحانه انگشترتان داخل يک فنجان قهوه مي افتد. انگشتر چگونه خشک مي ماند؟
۳- رودخانه هاي بدون آب، شهرهاي بدون ساختمان و جنگل هاي بدون درخت کجا هستند؟
۴- آن چيست که ۳ بار به يک شخص داده مي شود. ۲ بار رايگان و بار سوم با پرداخت پول.
۵- پادشاه به دو دخترش گفت هر کدام يک عدد کتري به يک اندازه آب همزمان روي اجاق گاز قرار دهند. هر کدام که زودتر جوشيد همسر او جانشين پادشاه مي شود. آب کتري دختر کوچک تر که تصميمي براي ازدواج ندارد زودتر مي جوشد چرا؟
۶- در ترکيه واکس زن ها به مردم رايگان خدمات مي دهند اما مردم پاداش آن را مي دهند چرا؟
۷- آن چيست که متعلق به شماست اما اطرافيانتان بيشتر از آن استفاده مي کنند؟
۸- جيمز ۳ روز در بيمارستان بستري بود. او هيچ بيماري نداشت و صدمه اي نديده بود اما بايد او را هنگام ترک بيمارستان حمل مي کردند چرا؟
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
♦◊♦
جواب معماها:
۱- خيار را زماني که هنوز نرسيده و ريز است با ريشه داخل بطري قرار دهيد تا رشد کند.
۲- منظور از قهوه يا دانه هاي قهوه است يا پودر قهوه.
۳- نقشه دنيا
۴- دندان
۵- خواهر بزرگ تر دائم با باز کردن درب کتري آن را چک مي کند به همين دليل ديرتر مي جوشد.
۶- آن ها يکي از کفش ها را واکس مي زنند و شخص مجبور مي شود براي واکس کردن کفش دوم به او پول بدهد.
۷- اسم شما
۸- او مدت کوتاهي است که در همين بيمارستان متولد شده
منبع:bedunim.ir



خبرگزاری آريا – ضرب المثل با دم کنده رفتيم، اما شما هم ده آباد کن نيستيد


ضرب المثل با دم کنده رفتيم، اما شما هم ده آباد کن نيستيد

خبرگزاري آريا –
داستان ضرب المثل ها, ريشه ضرب المثل هاي ايراني
داستان ضرب المثل با دم کنده رفتيم اما شما هم ده آباد کن نيستيد
کاربرد ضرب المثل:
آدم حقه بازي که خودش را دوست نشان مي دهد، اما معلوم مي شود که حيله گر است و از ميان دوستانش رانده مي شود، براي آرامش دادن به خودش مي گويد: «ما با دم کنده رفتيم، اما شما هم ده آباد کن نيستيد.»
داستان ضرب المثل:
يکي بود، يکي نبود روستايي بود که ديگر کسي در آن زندگي نمي کرد.همه ي اهالي آن به روستاهاي ديگر رفته بودند.
يک روز، سگ و خروسي که با هم دوست بودند، تصميم گرفتند به روستايي که ديگر کسي در آن نبود بروند و آن ده را آباد کنند. با هم کلي حرف زدند و نقشه کشيدند. در پايان، قرار شدخروس صبح تا غروب قوقولي قوقو کند و سگ هم شب تا صبح، پارس کند. آن ها مي خواستنند با اين کارشان، اهالي قديمي روستا را متوجه محل زندگي خودشان بکنند تا يکي يکي به روستا برگردند.
روستاي متروک، جاي خوبي براي زندگي روباه شده بود. کسي نبود که مزاحمش شود با خيال راحت در آن روستاي ساکت رفت و آمد مي کرد. شب که مي شد، به روستاهاي اطراف مي رفت تا مرغي، خروسي، پرنده اي شکار کند و با خود به روستاي متروک بياورد و بخورد.
روباه از اين که تنها ساکن آن ده متروک بود، خوشحال بود. يک روز که او مثل هميشه چرت مي زد، ناگهان صداي خروسي شنيد از خواب پريد و به طرف صدا رفت. پاورچين پاورچين رفت تا خروس را ببيند. سگ خوابيده بود. روباه به خروس نزديک شد و گفت: «سلام دوست من! تو اينجا چه مي کني؟ آن هم توي اين دهي که هيچ کس در آن نيست.»
خروس گفت: «آمده ام تا اين ده را دوباره آباد کنم.»
روباه گفت: « چه فکر خوبي! من کمکت مي کنم بهتر است از بالاي ديوار بيايي پايين تا در اين باره با هم گفت وگو کنيم.»
خروس از اين که يک ياور ديگر براي آباد کردن ده پيدا کرده بود، خيلي خوشحال شد. خوشحالي او تا اندازه اي بود که اصلاً به فکرش نرسيد که روباه دشمن هميشگي اوست. وقتي خروس از روي پرچين پايين آمد، روباه امانش نداد و به او حمله کرد و خروس بيچاره را به دهان گرفت.
خروس داد و فرياد سر داد از صداي او، سگ از خواب بيدار شد و خروس و روباه را دنبال کرد سگ آن قدر دويد تا توانست خودش را به روباه برساند و با او گلاويز شود .
سگ دم روباه را گرفته بود و ول نمي کرد. روباه ناچار شد دهانش را باز کند و از خير خوردن خروس بگذرد.
خروس نجات پيدا کرد، اما سگ دم روباه را رها نکرد. روباه تکاني به خودش داد و از چنگ سگ فرار کرد. اما دم نازنينش در اين گيره دار کنده شد.
روباه با عجله رفت و گوشه اي دور از سگ ايستاد به جاي دم کنده اش نگاه کرد. سگ با صداي بلند گفت: «ما آمده ايم اين ده را آباد کنيم. اينجا جاي حيوانات خرابکار و فريبکاري مثل تو نيست. برو و ديگر پشت سرت را هم نگاه نکن.»
روباه که خيلي عصباني بود، گفت: «ما با دم کنده از اين ده رفتيم، اما شما هم ده آباد کن نيستيد.»
مصطفي رحماندوست
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته



عکس پروفایل کارت پستال ولادت امام حسین (ع) با اس ام اس و اشعار


عکس پروفایل ولادت امام حسین (ع)

اس ام اس تبریک تولد امام حسین (ع)

کارت پستال و عکس های زادروز تولد امام حسین علیه السلام

اشعار زیبای تولد امام حسین (ع)

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

عکس تولد امام حسین

آمد به دنیا،اُمید دلها
نور افشان شده،خورشید زهرا
آید ندا از،عرش معلا،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

قبله ی شرف،کعبه ی وفا
سلامٌ علی،سبطُ المصطفی
با ملائکه شَوَم همنوا،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

از مقدم او ، عالم شد دلشاد
فطرس ِ مَلَک،گردیده آزاد
لطفش از ازل،شد شامل ما،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

نوکری بر تو،عنایت حق
رضایت او،رضایت حق
باید که رَویم،در راه ِ تقوی،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

راه ِ حسینی،تا روز محشر
امر ِ به معروف،نهی ِ از منکر
باید که شویم،اهل کربلا،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله…

بر عُشّاق ِ او،از قوم یزید
اثر ندارد،تحریم و تهدید
راه ِ ما باشد،راه ِ شهدا،انّ الحسینَ مصباحُ الهُدی
اباعبدالله اباعبدالله..

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

مولودی ولادت امام حسین (ع)

باز هم شب شده برخواسته ام ((لم)) دادم
این جوابی ست که بر نفس دمادم دادم

علتش صنعت شعری است اگر پاسخ را
بر تن لفظ دگر کردم و مبهم دادم

در حرارت کده ی عیسوی ات پخته شدم
از دم دم به دم تو چه قدَر دم دادم!

دِرهم دَرهم تو فقر مرا زائل کرد
بعد آن تکیه به دخل پر حاتم دادم

در کرم خانه ی تو هر که بیاید شاه است
این خبر را به همه عالم و آدم دادم

مرده ای بیش نبودم که به هوش آمده ام
مثل فطرس ز شراب تو به جوش آمده

مهربانی تو را در همه جا جار زدم
پا به جای قدم میثم تمّار زدم

قاب تصویر تو که نورٌ علی نور بُوَد
گوشه ی خانه ی دل بر روی دیوار زدم

فصل حج آمده و دور تو ای کعبه ی دل
چند دوری مَثَل گردش پرگار زدم

وحی آمد که تو مصداق «انا الحق» هستی
این چنین شد که سرم را به روی دار زدم

تا بدانند همه یوسف زهرا آمد
نرخ بالای تو را سر در بازار زدم

یوسفی آمده و باز ترنج آوردند
در خرابات وجود همه گنج آوردند

فاطمه مثل صدف، گوهر نایاب تویی
آفتاب و فلک و انجم و مهتاب تویی

آن که مشغول عبادت شده همچون زهرا
نیمه ی شب روی سجّاده ی محراب تویی

در بزرگی و مقامات تو این بس، پسر
شیر بدر و احد و  خیبر و احزاب تویی

نخل شعرم چه قدَر واژه ی تازه دارد
سوره ی فجر تویی و اولوالباب تویی

به تو سوگند شعار همه ی ما این است
ما همه نوکر این خانه و ارباب تویی

«فاش می گویم و از گفته ی خود دل شادم»
از همان روز ازل اهل حسین آبادم

موج ظاهر شد و کشتی نجات آوردند
«اندر این ظلمت شب آب حیات آوردند»

«چه مبارک سحری هست و چه فرخنده شبی»
که برای همگان برگ برات آوردند

حافظ از گفتن اوصاف تو مستأصل شد
علّت این بود اگر شاخه نبات آوردند

این چه سرّی است که در وزن کلامت وزن
فاعلاتن فعلاتن فعلات آوردند

تا که پیغمبر ما کام تو را بردارد
از  دل کرب و بلا آب فرات آوردند

از همان کودکی ات کرب و بلایی شده ای
خون بهای تو خدا شد که خدایی شده ای

فطرس سینه ی ما میل پریدن دارد
بس که شش گوشه ی زیبای تو دیدن دارد

عطر سیب حرمت جلوه دو چندان کرده
آن چنان که به سرش شوق وزیدن دارد

خاک کوی تو دوای همه ی محنت هاست
تربت کرب و بلای تو چشیدن دارد

شیر هر روز تو بر عهده ی پیغمبر بود
سر انگشت مبارک چه مکیدن دارد

بوسه از روی لبت کار شب و روزش بود
بوسه از غنچه ی لب های تو چیدن دارد

شهد شیرین شکر از لب تو می ریزد
به گمانم که جگر از لب تو می ریزد

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

شعر در مورد امام حسین (ع)

ای که در مقــدم تـو بـاد صبــا گُل ریزد
پیـک شادی به نثارت همه جا گُل ریزد

شب میلاد تو عالم اگر عطـر آگیـن است
جبـرئیـل از در و از بـام و هـوا گُل ریزد

ای گُل سـرسبـد گلشـن زهـرا، جبـریل
گربه پـای تو نـریـزد به کجـا گُل ریزد

فطـرس از مقـدم تو شکـر خـدا می گوید
بـال بگشـوده و بر ارض و سما گُل ریزد

خبـری گر ز جمـال تـو بـه یوسف بـرسد
ز سـرشک شعف خود همه جا گُل ریزد

هرکسی نقش ببنـدد به لبش نام حسین
گـوئی از شـاخـۀ پُـربـار وفـا گُل ریزد

ای بقـا یـافتـه دین از تو، به پاس قدمت
خضـر پیـوستــه لب آب بقـا گُل ریزد

احتـرام حـرم از منـزلت و حُرمت توست
هاجر از شـوق تو در سعی و صفا گُل ریزد

هـر زمـانی کـه بـه محـراب نیایش آئی
روی سجّــادۀ محـراب دعـا گُل ریزد

گلفروش چمن عشقی و غیر از تو چه کس
در ره دوست گــه رنـج و بـلا گُل ریزد

تُربت اطهـر و ایثـار تو از بس خوشبوست
گـوئی ازخاک تو در کرب و بـلا گُل ریزد

می چکـد گر که ز چشمان «وفائی»اشکی
به روی خـاک تـو بـا اهـل ولا گُل ریزد

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

متن تبریک ولادت امام حسین (ع)

دو ماه از دو افق در دو شب تجلّی کرد / یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش
دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان / یکی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش
یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل / که جان خویش به کربلا بداد به راهش

میلاد امام حسین (ع) مبارک

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

میلاد امام حسین (ع)

سومین روز ز شعبان چون برآمد خورشید / سومین شمس ولایت ز افق چهره گشود
روز میلاد همایون حسین ابن علی است / باد بر خلق جهان مقدم پاکش مسعود . . .
ولادت با سعادت امام حسین (ع) بر شما مبارک

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

ولادت امام حسین (ع)

برخیز که نور ازلی می آید
بر عالم ایجاد ، ولی می آید
مجموعه حُسن و عشق و ایثار و کرم
یعنی که حسین بن علی می ‏آید . . .
ولادت امام حسین(ع) بر شما مبارک

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

اس ام اس ولادت امام حسین (ع)

یا حسین! عاشقانت می دانند که تنها با شور حسینی است که می توان شیرینی ایمان را چشید.
یا حسین! می آیی و در دیدار آفتابی تو، خلایق قد می کشند؛ اما بلندی مقام تو فراتر از پندار ماست.
میلاد تو، آغاز صبحی است که در آن، آفتاب به اشتیاق تماشایت پلک می گشاید تا اولین زائر هر روز تو باشد.

ولادت امام حسین(ع) بر شما مبارک

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

اس ام اس تبریک ولادت امام حسین علیه السلام

میلاد گل رسول و زهرا و علی است
زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است
ما را دگر از روز جزا بیمی نیست
چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است

ولادت امام حسین(ع) بر شما مبارک

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

اس ام اس ولادت امام حسین و حضرت ابوالفضل

امشب كه فضا پر است از بوى حسين
عطر گل سرخ آيد از سوى حسين
اى فطرس پر سوخته احرام ببند
از بهر طواف كعبه ى روى حسين
ولادت امام حسین (ع) مبارک.

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

اس ام اس برای ولادت امام حسین (ع)

جاده و اسب مهياست بيا تا برويم
كربلا منتظر ماست بيا تا برويم
فرصتي باشد اگر ،باز درين آمد و رفت
تا همين امشب و فرداست بيا تا برويم
ولادت امام حسین (ع) تبریک و تهنیت باد.

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

میلاد امام حسین (ع)

بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید
عطر فردوس هم آغوش صبا می آید
نوگل مصطفوی، زینت باغ علوی
مظهر پنج تن آل عبا می آید
* میلاد مولای عالمین، اباعبدالله الحسین، مبارک*

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

متن تبریک ولادت امام حسین (ع)

بوی بهار می‏آید از دامان دو فاطمه علیهماالسلام. بوی ریحانه هستی و گل یاس. حوریان، تمام شهر را آذین بسته ‏اند با گل مریم. عرش ‏نشینان همه به یُمن آمدنش، میهمان علی و فاطمه ‏اند. فوج فوج ملائک می‏آیند و طواف می‏کنند گرد شمع وجودشان.
ولادت امام حسین و حضرت ابا الفضل مبارکباد

عکس و کارت پستال ولادت امام حسین (ع) همراه با اشعار زیبا

اس ام اس تولد امام حسین (ع)

امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف
امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف
امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف
زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف
*میلاد نور مبارک*

اس ام اس تبریک ولادت امام حسین (ع)

امام حسین(ع) می فرمایند: «کسی که از راه نافرمانی خدا درصدد چیزی برآید، آنچه را امید دارد زودتر از دست می دهد و آنچه را بیم دارد زودتر سر می رسد».
ولادت امام حسین مبارکباد

ولادت امام حسین (ع)

صفا گرفته دلم از صفاي ثارالله
نواي مرغ دلم در نواي ثارلله
زصبح روز ولادت نه صبح روز ازل
پريده مرغ دلم در هواي ثارالله

میلاد امام حسین(ع) مبارک


خبرگزاری آريا – حکايت «عزت با رنج، بهتر از ذلت بي رنج»


حکايت «عزت با رنج، بهتر از ذلت بي رنج»

خبرگزاري آريا –
داستانهاي جالب حکايت آموزنده
دو برادر بودند که يکي از آنها در خدمت شاه به سر مي برد و زندگي خوشي داشت و ديگري از کار بازو، ناني به دست مي آورد و مي خورد و همواره در رنج کار کردن بود.
يک روز برادر توانگر به برادر زحمت کش خود گفت: (چرا چاکري شاه را نکني، تا از رنج کار کردن نجات يابي؟)
برادر کارگر گفت: (تو چرا کار نکني تا از ذلت خدمت به شاه نجات يابي؟ که خردمندان گفته اند: نان خود خوردن و نشستن بهتر از بستن شمشير طلايي به کمر براي خدمت شاه است.)
به دست آهک تفته کردن خمير به از دست بر سينه پيش امير
عمر گرانمايه در اين صرف شد تا چه خورم صيفو چه پوشم شتا
اي شکم خيره به ناني بساز تا نکني پشت به خدمت دو تا
منبع: alhassanain.org


خبرگزاری آريا – عکس پروفايل با موضوع خدا


عکس پروفايل با موضوع خدا

خبرگزاري آريا –
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس نوشته خدا
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس پروفايل با موضوع خدا
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس خدايا کمکم کن
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس نوشته خدايا
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس خدايا شکرت
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس پروفايل با موضوع خدا
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس پروفايل خدايا
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس پروفايل خدايا
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس نوشته خدا
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس نوشته خدايا شکرت
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس نوشته خدايا
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس خدايا کمکم کن
عکس پروفايل خدايا, عکس هاي جديد پروفايل خدا
عکس نوشته خدا
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته



خبرگزاری آريا – معماي تيله‌بازي با قاضي


معماي تيله‌بازي با قاضي

خبرگزاري آريا –
معما هاي رياضي, معما هاي سخت
معما هاي جالب با جواب
شما يک زنداني محکوم به مرگ هستيد. قاضي راهي پيش پاي شما مي‌گذارد که بتوانيد جانتان را نجات دهيد.
او پنجاه تيله سفيد و پنجاه تيله سياه به شما مي‌دهد و مي‌گويد: “اين صد تيله را در دو کاسه تقسيم کن. اين که در هر کاسه چند تيله و به چه رنگي بريزي با خودت.”
“بعد که تقسيم کردي چشم‌هايت را مي‌بندم و از تو مي‌خواهم که يکي از کاسه‌ها را انتخاب کني و يک تيله از آن بيرون بياوري. اگر تيله سفيد بود زنده مي‌ماني، اگر سياه بود روزگارت سياه است.”
چطور تيله‌ها را تقسيم مي‌کنيد که بيشترين شانس را براي بيرون آوردن تيله سفيد و زنده ماندن داشته باشيد؟
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
پاسخ معماي تيله‌بازي با قاضي:
يک تيله سفيد را در يکي از کاسه‌ها قرار دهيد و بقيه (۴۹ تيله سفيد و ۵۰ تيله سياه) را در کاسه ديگر.
اين طور شما با شانس ۵۰-۵۰ براي زنده ماندن شروع مي‌کنيد، چون پنجاه درصد احتمال دارد که دست در کاسه حاوي تيله سفيد کنيد و درجا نجات پيدا کنيد.
تازه اگر اين اتفاق نيفتاد و دست در کاسه ديگر کرديد، باز هم شانس زنده ماندن شما حدود پنجاه درصد است چون در کاسه ديگر هم تعداد تيله‌هاي دو رنگ تقريبا مساوي است (سفيد فقط يکي کمتر است.)
هر ترکيب ديگري غير از اين شما را به مرگ نزديکتر خواهد کرد.
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته



خبرگزاری آريا – ضرب المثل هاي لري با معني


ضرب المثل هاي لري با معني

خبرگزاري آريا –
ضرب المثل هاي ايراني, ضرب‌المثل‌
ضرب المثل هاي لري
در ميان لرها نيز ضرب المثل هاي فراواني وجود دارد که آن ها را در جاي جاي کشورمان با زبان ها و لهجه هاي گوناگون مي توان شنيد. در ادامه برخي از اين ضرب المثل ها که در ساير مناطق کشور نيز رايج هستند مورد اشاره قرار مي گيرند ( البته با توجه به اينکه لرها از طوايف گوناگون و داراي لهجه هاي متفاوتي مي باشند ممکن است برخي از کلمات اين ضرب المثل ها در لهجه اي ديگر داراي تفاوت هايي باشد ).
اگر نانت در خانه است گاوت در صحراست، اگر نانت به صحراست گاوت در خانه. اين معنا که بسيار در اسلام مورد عنايت مي باشد کنايه از آن است که هر کسي سفره اي گشاد داشته باشد از عوايد نيکي آن بهره مند خواهد شد. همان گونه که رسول گرامي اسلام (ص) مي فرمايند:« السخي قريب من الناس، قريب من الجنه، بعيد من النار … » سخاوتمند؛ به خدا، مردم و بهشت نزديک و از جهنم دور است.
۱٫ آخون خدا بد نيه وش دراميه.
در خصوص کسي که درد يا مرضي ندارد ولي بدون دليل احساس مريضي مي کند و تحت تأثير تلقين ديگران احساس مريضي مي کند. و اين ضرب المثل نشأت گرفته از حکايت شاگردان مکتبي است که براي فرار از کلاس با تلقين به معلمشان قبولاندند که بيمار است و درس را به تعطيلي کشاندند.
۲٫ آردمون بختيم و آرد ويزمون آويختيم.
آردمون را الک کرديم و الکمان را هم آويزان کرديم. به معناي آنکه ديگر از ما گذشته است.
۳٫ آسمو ريسمو.
آسمان و ريسمان کردن. آسمان بلند و ريسمان کوتاه است. در مورد دو موضوع بسياري نامتعادل به کار مي رود.
۴٫ آما پتش بيره، چش شم دررد.
يعني مي خواست بيني او را پاک کند چشمش را از حدقه بيرون آورد. در مورد آدم ناشي که به جاي درست کار انجام دادن آن را خراب تر مي کند. اين ضرب المثل به گونه اي ديگر نيز گفته مي شود: آمد ابرويش را درست کند زد چشمش را هم کور کرد.
۵٫ آيم خوش مامله شريک مال مردم.
مثل معروف « آدم خوش معامله شريک مال مردم است »، هم علاوه بر اينکه در سراسر کشور رايج است، ناشي از آموزه هاي اسلامي نيز مي باشد.
۶٫ آيم دس پاچه هر کاري ن دو دف مکنه.
اين مثل بيانگر دوباره کاري آدم عجول است. که با بيان هاي مختلف مورد تأکيد قرار گرفته است.
۷٫ ا بويي خوش نميد ادا پانشايي مه کرد.
اگر پدر خودش را نمي ديد ادعاي پادشاهي مي کرد. به آدم افاده فروش بي محتوا مي گويند.
۸٫ اتو پيل ووني ي بيلي بزه و پشت خويت.
اگر تو پيل باني به پشت خودت بزن. شايد اشاره به پيل بان باشد که پيوسته به فيل مي زند که باد به دماغش نيفتد و رم نکند و در مورد کسي مي گويند که خودش رعايت کاري را نمي کند ولي ديگري را نصيحت مي کند.
۹٫ ادرم کنش ابوميا.
از در بيرونش مي کني از بام وارد مي شود. يعني هر طور عذرش را مي خواهند، دوباره با پرورويي وارد مي شود.
۱۰٫ ار زوخر خره.
ارزان خر خر است. کنايه از کسي که کالاي ارزان مي خرد و ضرر مي کند.
۱۱٫ ار يه ريزي من کوشت ني، سي چي رقصت ايا.
اگر ريگي در کفشت نيست، چرا رقصت مي آيد. اين ضرب المثل که کنايه به مرموز بودن افراد است، همان ضرب المثل معروف ريگ در کفش داشتن است ( جمشيدي، ۱۳۸۳: ۱۱۳-۱۱۴ ).
۱۲٫ ار سربو کله بسيار.
به معناي اگر سر باشد کلاه بسيار است. اين ضرب المثل کنايه از آن است که: هر نعمت و امکاناتي را مي شود در کمال سلامتي دوباره يافت، عدم وابستگي را نيز مي رساند. اين ضرب المثل که حکايت از اهميت سلامتي دارد در آموزه هاي اسلامي نيز زياد مورد تأکيد واقع شده است به نحوي که سلامتي را امام علي (ع) در کنار امنيت يکي از دو نعمتي مي دانند که علي رغم اهميت، کمتر مورد توجه قرار مي گيرد. در ادبيات کهن ملي نيز در اين خصوص مطالب زيادي وجود دارد نظير « چون من باشم مرا دلدار کم نيست » ( ويس و رامين ).
۱۳٫ ار گپ نداري، بشين سا (پا) يه برد گپ.
اگر بزرگ نداري در سايه ( پاي ) يک سنگ بزرگ بنشين، که کنايه از ضرورت وجود پيران با تجربه در خانواده و اهميت اطاعت افراد به ويژه جوانان از آن هاست که اين امر نيز ريشه در ادبيات ديني و ملي دارد. نظير اين حديث از پيامبر اکرم (ص) « الشيخ في قبيله کالنبي في امه »: پير در خانواده و قبيله خود، مقام پيغمبر را در امت خود دارد. و يا سعدي نيز اين مهم را در بوستان اين چنين مورد اشاره قرار مي دهد:
ز تدبير پير کهن بر مگرد
که کارآزموده بود سالخورد
در آرند بنياد رويين ز پاي
جوانان به نيروي و پيران به راي
۱۴٫ ار نونت به مال، گات به که ه
ار نونت به که ه، گات به ماله
اگر نانت در خانه است گاوت در صحراست، اگر نانت به صحراست گاوت در خانه. اين معنا که بسيار در اسلام مورد عنايت مي باشد کنايه از آن است که هر کسي سفره اي گشاد داشته باشد از عوايد نيکي آن بهره مند خواهد شد. همان گونه که رسول گرامي اسلام (ص) مي فرمايند:« السخي قريب من الناس، قريب من الجنه، بعيد من النار … » سخاوتمند؛ به خدا، مردم و بهشت نزديک و از جهنم دور است. فردوسي نيز مي گويد:
ببخش و بياراي و فردا مگوي
چه داني که فردا چه آيد به روي
بيشتر بخوانيد: نگاهي به ادبيات لري
سعدي هم به اين پند حکيمانه اين چنين اشاره دارد: هر که در حال توانايي نکويي نکند در وقت ناتواني سختي ببيند.
۱۵٫ ايما ز بدبختي ايسا ز سرسختي.
ما از بدبختي، شما از سرسختي. اين ضرب المثل کنايه از رنج خود و لجبازي طرف مقابل دارد. چنانچه در روايت نيز آمده است: الانصاف راحه و للجاجه، و قاحه: انصاف دادن راحت و ستيزه کردن گستاخي است.
۱۶٫ ايما هم خدايي داريم.
ما هم خدايي داريم. خدا يار و ياور بندگانش است و به مظلومان کمک مي کند. اين گزاره که ورد زبان همه ايرانيان در شرايط مختلف مي باشد ناشي از معارف قرآني به عنوان يکي از عناصر هويت ملي ايرانيان است. فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين: خدا بهترين نگهبان و به خلق مهربان ترين مهربانان است ( قرآن کريم، سوره ي يوسف، آيه ي ۶۴ ).
۱۷٫ دلحد اويديم، لحد هم اريم.
لخت آمديم و لخت هم مي رويم. کنايه از آن است که انسان از اين دنيا چيزي با خود نمي برد، پس نبايد دل اندر جهان ببندد. وَ مَالحيوهُ الدُنيا الّا لعِبُ و لهوُ و لَلدارُ الاخرَهُ خَيرُ لِلذينَ يَتقُون اَفَلا تَعقلونَ. و نيست زندگاني دنيا مگر بازيچه و بيهوده، البته خانه ي آخرت خوب تر است، براي کساني که پرهيز مي کنند از معصيت. آيا نمي فهمند بهتري آخرت را از دنيا ( قرآن کريم، سوره ي انعام، آيه ي ۳۲ ).
۱۸٫ آدم کم شانس ار سوار شتر اوي سي گرس.
اگر آدم کم شانس سوار شتر شود سگ او را مي گزد.
بخت بد با کسي يار بود
سگ گزدش از شتر سوار بود
بدبخت اگر مسجد آدينه بسازد
يا تاق فرود آيد و يا قبله کج آيد
(قنبري عديوي، ۱۴۹-۱۵۲ ).
۱۹٫ آوي که ريختس جم نمووه.
آب رفته بهجوي باز نمي گردد نيز يکي از ضرب المثل هايي است که ريشه در ادبيات کهن ملي دارد:
نشاط جواني زپيران مجوي
که آب روان باز نايد به جوي
( سعدي )
اميدي هست آب رفته اش ديگر به جو آيد
يکي سازد به مژگان دست را گر آستين من
(صائب )
۲۰٫ ايقه بياو رو ک قربت نرووه.
اين قدر بيا و برو که حرمت و احترامت از بين نرود.
به ديدار مردم شدن عيب نيست
وليکن نه چندان که گويند بس
(سعدي)
۲۱٫ پاپتي بي تره د پهلا تنگ.
بدون کفش راه رفتن بهتر است از کفش تنگ
تهي پاي رفتن به از کفش تنگ
بلاي سفر به که در خانه جنگ
(سعدي )
۲۲٫ خدا نه شاخ و خربي يه و دونو و قرواق.
اين ضرب المثل نيز اشاره به آدم هايي دارد که توان ندارند و الا ظالم و ستمگرند.
آن دو شاخ گاو اگر خر داشتي
يک شکم در آدمي نگذاشتي
(سعدي)
۲۳٫ مار زيه د چله سي پي سه مي ترسه.
مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد هم مي ترسد.
تا تار شب و روز چنان است کز ايشان
سهم رسن پيشه خورد مار گزيده
( انوري )
۲۴٫ هر تنگي بي خوشي دپي داره.
حکمت فوق که در قالب مثل آمده است و در ميان ايرانيان از جمله قوم لر استفاده عام دارد، ريشه اي قرآني دارد که شعراي ملي نيز آن را به نظم درآورده اند. « ان مع العسر يسري ».
پس از دشواري آساني است ناچار
وليکن آدمي را صبر بايد
( سعدي )
از پي هر گريه آخر خنده اي است
مرد آخر بين مبارک بنده اي است
( مولوي )
منبع:rasekhoon.net



خبرگزاری آريا – بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي + تصاوير و مصاحبه اي خواندني با وي


بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي + تصاوير و مصاحبه اي خواندني با وي

خبرگزاري آريا –
مهرانه مهين‌ترابي،بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي،عکس هاي مهرانه مهين‌ترابي جديدترين عکس مهرانه مهين ترابي
بيوگرافي مهرانه مهين ترابي + جديدترين عکس هاي مهرانه مهين ترابي
مهرانه مهين‌ترابي متولد ۲۰ مرداد ۱۳۳۶ مي باشد که در نقش مهين در سريال همسران در بين مردم شناخته شد مهرانه مهين ترابي هنوز ازدواج نکرده و در زندگي ترجيح داده که مجرد بماند.
چکيده اي از بيوگرافي مهرانه مهين ترابي:
تولد: ۲۰ مرداد ۱۳۳۶ کرج
مليت: ايراني
پيشه: بازيگر
سال‌هاي فعاليت: ۱۳۶۵-اکنون
مدرک تحصيلي: دانش‌آموختهٔ بازيگري و کارگرداني از دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران
مهرانه مهين‌ترابي،بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي،عکس هاي مهرانه مهين‌ترابي عکس قديمي از مهرانه مهين ترابي
بيوگرافي کامل مهرانه مهين ترابي:
مهرانه مهين‌ترابي (زاده ۲۰ مرداد ۱۳۳۶ در کرج) بازيگر ايراني است او تا کنون ازدواج نکرده‌ است.
او فرزند چهارم يک خانواده هفت نفري است و جز او کسي در خانواده فعاليت هنري ندارد. اولين تجربه بازيگري او ايفاي نقشي در تئاتر تله نوشته محسن يلفاني و به کارگرداني خانم ديانا و در سال ۱۳۵۶ بود.
وي با فيلم گلبهار به کارگرداني تهمينه اردکاني در سال ۱۳۶۵ به سينما آمد و با مجموعه تلويزيوني مش خيرالله صندوقچه اسرار در سال ۱۳۷۰ عضوي از خانواده مجموعه‌هاي تلويزيوني شد و با نقش آفريني در مجموعه همسران و خانه سبز به اوج محبوبيت رسيد.
او همچنين داراي ليسانس بازيگري و کارگرداني از دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران مي‌باشد.
او هنوز مجرد است و در پاسخ به اين سؤال که چرا ازدواج نکرده‌است جواب داد: ازدواج را دوست داشتم اما بايد تنها مي‌ماندم. من هم عاشق فرزند هستم و دوست دارم براي افراد خانواده‌ام آشپزي کنم. اما از آنجا که بازيگري وجودم را ساخته بود نمي‌توانستم به راحتي از حرفه‌ام بگذرم.
مهرانه مهين ترابي زني مدير و به قول خودش تا حدي سلطه جو، که در شرايط بسته و مردسالار اوايل دهه هفتاد، توانست با يک کمدي مخصوص به خود، قالبي جديد از زنان روز جامعه را به تصويرر بگذارد. او بلافاصله بعد از «همسران»، در نقش «عاطفه» سريال «خانه سبز»، در قالب زن امروزي ديگري قرار گرفت و در مقابل زنده ياد خسرو شکيبايي، يک بار ديگر در بازيگري به اوج موفقيت رسيد.
مهرانه مهين‌ترابي،بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي،عکس هاي مهرانه مهين‌ترابي عکس مهرانه مهين ترابي بازيگر خوب کشور
مصاحبه با مهرانه مهين ترابي:
در دوران کودکي چگونه بوديد؟
در سن ۱۰ سالگي که بچه هاي ديگر دنبال بازي بودند و آهنگ هاي الکي گوش مي کردند شديدا به آهنگ هاي شارل آرناوور، خوانده مشهور فرانسوي علاقه داشتم.
آيا تا الان احساس شکست کرديد؟
به ياد ندارم در زندگي‌ام تا به امروزطعم واقعي شکست را چشيده باشم.شکست‌ها و زمين خوردن‌ها نتوانست اميدم را کمرنگ کند.تنها يک بار با تمام وجودم غم را باور کردم و فکر کردم که زمين خوردم.قضيه بر مي‌گردد به ۱۳ سالگي‌ام؛ زماني که پدرم را از دست دادم.دوره سختي بود اما حتي همين حس هم خيلي زود به يک اميد تبديل شد.
• مادرم زني مقتدر و محکم بود. پس از مرگ پدر روي پاي خودش ايستاد.هميشه با ديدن او محکم بودن را مرور مي‌کردم.حتي اگر به بلوغي که شما مي‌گوييد نرسيده باشم اما سعي کردم محکم باشم.خب ديگر فقط ياد و خاطرات پدر بود.بايد اين قضيه را باور مي‌کردم.افسردگي را دوست نداشتم و با کساني که ياد گرفتند زندگي‌شان را با آه و گريه بگذرانند و ياد نگرفتند اميد را ببينند نمي‌توانم کنار بيايم.حداقل در آن زمان سعي ام را کردم که شکست‌ها و غم‌ها زمينم نزنند.
مهرانه مهين‌ترابي،بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي،عکس هاي مهرانه مهين‌ترابي مهرانه مهين ترابي و اکرم محمدي
ورزش چه جايگاهي در زندگي تان دارد؟
من اين روزها خيلي دلم مي خواهد ورزش کنم و از هر فرصتي استفاده مي کنم که بروم پياده روي و پارک.خانه من نزديک «آب و آتش» است و آنجا را خيلي دوست دارم و هر موقع که وقت کنم با دوستانم به آنجا مي روم که پياده روي کنيم، اما متاسفانه يک کار مدام نيست چون از تنها راه رفتن و تنها ورزش کردن خوشم نمي آيد و اين از اخلاق هاي بد من است.
خيلي خوب است که آدم بتواند اين کارها را روتين کند و تنهايي انجام دهد، اما من تنهايي انجام نمي دهم، بنابراين هر وقت دوستي پيشنهاد دهد يا من وقت داشته باشم و با دوستانم تماس بگيرم اين کار را انجام مي دهم. مثلا ديشب به بام تهران رفتم و يک ساعتي پياده روي کردم. در هفته فکر کنم حدود دو، سه بار اين اتفاق مي افتد اما به عنوان مثال اينکه بخواهم بروم باشگاه مثلا بدنسازي اين کار را انجام نمي دهم، چون با کارهاي کادربندي شده اصولا راحت نيستم.
در برهه اي از زندگي تان بوده که ورزشي را به صورت تخصصي انجام دهيد؟
بله، من سال هاي زيادي يک ورزش که براي يک خانم آمريکايي هست به نام کالام پيک ني انجام مي دادم، نام ورزش کل نتيکس است.
اما متاسفانه ما به خاطر شغل مان نمي توانيم برنامه ريزي هاي هميشگي داشته باشيم، مثلا من شش يا هشت ماه سر کارم و در اين مدت يک ماه آن پشت سر هم جلوي دوربينم، صبح ساعت ۷ مي روم و شب ساعت ۸ و ۹ خسته بر مي گردم و امکان ورزش کردن ندارم.اما من سال ها ورزش کردم و سلامتي الان خود را مديون آن ورزش ها هستم.
با توجه به اينکه زمان زيادي از زندگي تان را سر کار هستيد و پرمشغله، ميانه تان با آشپزي چگونه است و چقدر وقت براي آشپزي کردن مي گذاريد؟
من عاشق آشپزي هستم. حتي وقتي سر کار هستم هم آشپزي مي کنم. طوري که اگر فرجه اي ميان کار براي آشپزي پيدا مي کنم، همانجا غذا مي پزم و با بچه هاي صحنه مي خوريم. آشپزي کردن را خيلي خيلي دوست دارم چون يک حس خوبي از زندگي به من مي دهد.
غذاي خاصي هست که خانم مهين ترابي در پختن آن شهره باشد؟
من غذاهاي زيادي را خيلي خوب درست مي کنم. از جمله قورمه سبزي و بيف استراگانفي که مي پزم، بسيار خوشمزه مي شوند.
مهرانه مهين‌ترابي،بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي،عکس هاي مهرانه مهين‌ترابي عکس هاي اينستاگرامي مهرانه مهين ترابي
غذاي مورد علاقه خودتان کدام است؟
مادر خدابيامرزم يک حرفي درباره من مي زد و مي گفت اين بنده شاکر خداست و از هيچ غذايي بدش نمي آيد و واقعا هم همينطور است. همه غذاها را دوست دارم به موقع خودش اما قورمه سبزي را جور ديگري دوست دارم.
چقدر اهل رستوران و کافه گردي هستيد؟
اصلا ميانه خوبي با رفتن به جاهاي شلوغ ندارم و شايد در تمام سال من يک بار به رستوران نروم.
چقدر اهل سفر هستيد؟ و ميانه تان با سفرهاي کمپي چگونه است؟
سفر را بسيار دوست دارم، هر وقت که پاي سفر در ميان باشد آماده ام و بيشتر دوست دارم با خانواده ام به سفر بروم. من در سفر رفتن کمي لوسم و امکانات و رفاه را در دسترس مي خواهم. بارها دوستانم به سفرهاي کمپي رفتند، تورهاي طبيعت گردي که در چادر و کيسه خواب مي خوابند، اما من همراهي شان نکردم.
البته شايد الان به خاطر سنم باشد، اما در عمرم هيچ وقت اين کارها را نکردم. بيشتر دوست دارم وقتي مسافرت مي روم در يک هتل باشم و يک رفاه نسبي را داشته باشم، چون به نظم خيلي اهميت مي دهم.
اهل سفر خارجي هم هستيد؟ و اگر بخواهيد براي سفر خارجي کشوري را انتخاب کنيد، کدام کشور است؟
شايد سالي يک بار به سفر خارجي بروم، اما بستگي به امکانات دارد. سفرهاي خارجي خوب و ديدن هرجاي جديدي براي من جذاب است، اما مي دانيد که براي اينگونه سفرها امکانات خوب لازم است و هميشه نمي شود براي آن برنامه ريزي کرد. براي سفر ايتاليا را انتخاب مي کنم و براي من اروپا از همه جا جذاب تر است.
مهرانه مهين‌ترابي،بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي،عکس هاي مهرانه مهين‌ترابي بازي مهرانه مهين ترابي و شبنم قلي خاني در سريال آنام
در سفر آيا اهل خوردن غذاهاي آن منطقه خاصي که مي رويد هستيد يا نه، دوست داريد همان غذاهاي متداول را بخوريد؟
در خارج از کشور هميشه سرمان به ديوار خورده، وقتي خواستيم غذاهاي آنها را بچشيم، سخت است خودمان را با غذاهاي آنها تطبيق دهيم. اما در ايران دوست دارم غذاهاي تازه ايراني را بخورم اما در خارج از ترس اينکه دوست ندارم در غذايم چيزهايي که دلم نمي خواهد باشد با احتياط غذايم را انتخاب مي کنم.
آيا خريد، تفريح شما حساب مي شود؟
خريد کردن را دوست دارم، اما هيچ وقت تنهايي به خريد نمي روم و معمولا نمي دانم چطور است که وقتي چشمم به چيزي مي افتد تازه مي فهمم که ندارمش و بعد خريد مي کنم، به طوري که اگر داخل خانه باشم ممکن است سالي يک بار هم به خريد نروم. از اين بابت اخلاق هاي عجيب و غريب دارم و يک خرده تنبل هستم.
به فرض من اگر کفش مي خواهم در همان اولين مغازه خريد خودم را انجام مي دهم؛ آن طور نيستم بگردم دنبال يک چيز خاص. خريد را بيشتر به جنبه احتياجش نگاه مي کنم.
اگر بازيگر نمي شديد دوست داشتيد چه کار مي شديد؟
به اين قضيه فکر کردم و نمي دانم که مي توانم اين کار را الان انجام دهم يا نه اما از بچگي نجاري را خيلي دوست داشتم، نمي دانم چرا خيلي از بوي چوب خوشم مي آيد. هنوز هم فکر مي کنم اگر الان هم جايي داشتم که وقت هاي بيکاري به آنجا مي رفتم و يک چيزي را اره مي کردم و چيزي مي ساختم خوشحالم مي کند يا اينکه باغبان مي شدم.
با توجه به اينکه به باغباني علاقه هم داريد، خودتان اهل پرورش گل و گياه هستيد؟
در خانه تنها سرگرمي من پرورش گل و گياه است. روي ميز من پر از بنفشه آفريقايي است و پشت پنجره هام پر از شمعداني است و از گياهاني که دارم خيلي خوب مراقبت مي کنم. طوري که دوستانم هر وقت مي آيند از سرحال بودن اين گل و گياه ها تعجب مي کنند.
اين نگهداري از گل و گياه را هم در حد محدودي نگه داشتم، چون وقت هايي که خانه نيستم نگهداري از آنها سخت است و بايد به کسي بسپارم، اما همين محدود هم در حد عالي است.
کتاب و مطالعه چه جايگاهي در زندگي روزمره تان دارد؟
کتاب دور و بر من زياد است، يعني روي تختم، بالاي کاناپه و همه جا، منتها به موقع يعني وقتي سوالي برايم پيش مي آيد، زياد اهل خواندن رمان نيستم فکر مي کنم از رمان پر شدن و ديگر حوصله خواندن آن را ندارم. الان مطالعه بيشتر برايم حالت تحقيقي دارد، يک سري مسائلي را که در ديد خودم دارم مي گردم دنبال شان، اين طور نيست که با رمان خودم را سرگرم کنم.
معمولا رمان هايي را هم که برايم کادو مي آورند، نمي توانم تمام کنم. الان در فازي هستم که بيشتر ترجيح مي دهم جواب سوال هاي خودم را پيدا کنم تا اينکه نظرهاي ديگري را بدانم.
مهرانه مهين‌ترابي،بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي،عکس هاي مهرانه مهين‌ترابي مهرانه مهين ترابي ، حديث ميراميني و جمعي از دوستان در سريال همه چيز آنجاست
اگر بخواهيد کتابي براي خواندن به ما پيشنهاد بدهيد چيست؟
اگر بخواهم پيشنهاد بدهم، غزليات مولانا و خواندن مثنوي و قصه هاي آن را پيشنهاد مي کنم، همچنين خواندن شاهنامه فردوسي.
به نظر مي آيد کسي که مثنوي را بخواند احتياجي به خواندن کتابي ديگر ندارد، اگر منظور ما از خواندن اين است که مفهوم زندگي و انسان بودن خودمان و رسالت زندگي را درک کنيم، فکر مي کنم اين ها خيلي کافي است. براي من چند سالي است که کتاب هاي محبوبم اين هاست.
پس به نظر مي آيد به شعر خيلي علاقه منديد؟
بله اما نه هر شعري، من سال هاست که ديگر به دنبال شعر نو و درک کردن و ارتباط برقرار کردن يا احساسات شخصي آدم ها نيستم؛ يک خرده قصه برايم کلي تر از اين حرفه هاست. شعرهاي عرفاني را بيشتر دوست دارم.
دل تان بگيرد چه مي کنيد و غار تنهايي تان کجاست؟
دلم بگيرد صبر مي کنم و غار تنهايي من خانه ام است.
و حرف آخرتان براي مخاطبان؟
من واقعا آرزومندم روزي هستم که آدم ها به ديد و نگاه شان وسعت بدهند و زندگي را براي خودشان و اطرافيان شان سخت نکنند و واقعا از زندگي لذت ببرند.
زندگي بسيار باشکوه است اما ما يادمان رفته و فقط به آن عادت کرده ايم و به قول سهراب چشم ها را بايد شست و جور ديگر بايد ديد.
بايد از عادت ها دست بکشيم، وقتي به يک گل مي رسيم بايد درست و حسابي نگاهش کنيم و عظمت خلقت آن را ببينيم، راحت از کنار يک پرنده رد نشويم، اين حرف ها شعر نيست که من مي گويم، حقيقت زندگي است. بايد صبر کردن را ياد بگيريم و عظمت زندگي را درک کنيم و به زندگي و خودمان احترام بگذاريم که زندگي براي مان آرام تر و زيباتر شود.
مهرانه مهين‌ترابي،بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي،عکس هاي مهرانه مهين‌ترابي عکس مهرانه مهين ترابي و مريلا زارعي
زندگي هنري مهرانه مهين ترابي:
کارنامهٔ هنري مهرانه مهين ترابي:
سينمايي
– آتش‌بس ۲ (۱۳۹۳)
– پاتو زمين نذار (۱۳۸۷)
– جنايت و جنحه (۱۳۸۴)
– برگ برنده (۱۳۸۲)
– نگين (۱۳۸۰)
– شور زندگي (۱۳۷۷)
– سفر پرماجرا (۱۳۷۴)
– فاتح (۱۳۷۴)
– دادستان (۱۳۷۰)
– مسافران دره انار (۱۳۷۰)
– ملک خاتون (۱۳۶۹)
– راز کوکب (۱۳۶۸)
– دوران سربي (۱۳۶۷)
– ردپايي بر شن (۱۳۶۶)
– گلبهار (۱۳۶۵)
مجموعه تلويزيوني
– آنام ( جواد افشار – ۱۳۹۶ )
– همه چيز آنجاست (شهرام شاه‌حسيني – ۱۳۹۳)
– بچه‌هاي نسبتاً بد (سيروس مقدم – ۱۳۹۲)
– زمانه ( حسن فتحي – ۱۳۹۱ )
گپ ( رامبد جوان – مهمان بخش يازدهم برنامه)
– در مسير زاينده‌رود ( حسن فتحي – ۱۳۸۹ )
– پرانتز باز ( کيومرث پوراحمد – ۱۳۸۹–۱۳۸۸)
– شمس‌العماره ( سامان مقدم – ۱۳۸۸)
– همه بچه‌هاي من ( مرضيه برومند – ۱۳۸۸–۱۳۸۷ )
– مأمور بدرقه ( سعيد سلطاني – ۱۳۸۷)
– تله‌فيلم «عشق گمشده» ( اسماعيل فلاح‌پور – ۱۳۸۶)
– پنجره (سيدوحيد حسيني – ۱۳۸۶–۱۳۸۵ )
– کتاب‌فروشي هدهد ( مرضيه برومند – ۱۳۸۵)
– صاحبدلان ( محمدحسين لطيفي )
– نرگس (سيروس مقدم )
– اگه بابام زنده بود ( همايون اسعديان – ۱۳۸۳)
– قهر و آشتي (احمد رمضان‌زاده )
– بانويي ديگر ( سيروس مقدم – ۱۳۸۲)
– عروس (پويان طايفه )
– نوعروس ( بيژن ميرباقري – ۱۳۸۱)
– در کنار هم ( فتحعلي اويسي )
– باران عشق ( فريدون حسن‌پور )
– احمد اميني
– شب چراغ ( امير قويدل – ۱۳۸۱–۱۳۷۸)
– يادداشت‌هاي کودکي ( پريسا بخت‌آور – ۱۳۸۰)
– نيستان ( حسين مختاري – ۱۳۸۰–۱۳۷۹ )
– دلبر آهني ( مهدي صباغ‌زاده – ۱۳۷۸)
– داستان يک شهر ( اصغر فرهادي )
– روز ايپريت ( احمد اميني )
– آژانس دوستي ( گروه کارگردانان – ۱۳۷۸–۱۳۷۵)
– راه سوم ( قاسم جعفري – ۱۳۷۷)
– قطار ابدي ( بهروز بقايي – ۱۳۷۶)
– سرزمين سبز ( بيژن بيرنگ )
– خانه سبز ( بيژن بيرنگ – ۱۳۷۵ )
– نوعي ديگر ( بهروز بقايي – بازيگر مهمان)
– ب مثل بهار (مسعود شاه محمدي)
– آخرين فرصت ( بهرام ري‌پور – ۱۳۷۴)
– بهاران در بهار ( غلامرضا رمضاني – ۱۳۷۳)
– همسران ( بيژن بيرنگ )
– تله‌تئاتر «استپان» (گروگان) ( محمدجاويد مهتدي – ۱۳۷۲)
– مسافران دره انار ( يدالله نوعصري – ۱۳۷۰)
– مش‌خيرالله صندوقچه اسرار ( داريوش مؤدبيان )
مهرانه مهين‌ترابي،بيوگرافي مهرانه مهين‌ترابي،عکس هاي مهرانه مهين‌ترابي جشن تولد ۶۰ سالگي مهرانه مهين ترابي
شبکه خانگي
– عشق تعطيل نيست ( بيژن بيرنگ – ۱۳۹۳)
گردآوري: بخش بازيگران بيتوته



خبرگزاری آريا – داستان ضرب المثل دوستي با مردم دانا نكوست


داستان ضرب المثل دوستي با مردم دانا نكوست

خبرگزاري آريا –
ريشه تاريخي ضرب المثل, ضرب المثل هاي ايراني
داستان ضرب المثل دوستي با مردم دانا نكوست
مورد استفاده:
به كساني گفته مي‌‌شود كه مي‌‌دانند معاشرت با افراد دانا سعادتمندي مي‌‌آورد.
داستان ضرب المثل:
روزي روزگاري، مرد دانايي از منطقه‌ي آبادي كه پر از درختان ميوه بود مي‌‌گذشت. ناگهان چشمه‌ي آبي را ديد كه از آن رودي روان شده بود. مرد كه خيلي خسته بود، هوس كرد برود و زير درختي كنار رود كمي استراحت كند. مرد افسار اسبش را به درختي بست زيراندازش را برداشت تا زير درختي پهن كند و بخوابد كه ناگهان ديد باغباني كنار رودخانه بيلش را به درخت تكيه داده و همانجا خوابيده. باغبان خسته با دهان باز خوابيده بود مرد با ديدن باغبان كه به اين شكل خوابيده بود خنده‌اش گرفت. در همين حين به يكباره عقربي از كنار مرد خوابيده مي‌‌گذشت مرد دانا ديد عقرب از بدن و گردن مَرد گذشت و وارد دهان باغبان شد بعد مرد باغبان دهانش را بست. مرد دانا كه نمي‌توانست قبول كند عقربي به همين راحتي وارد بدن فردي شود و جان او را بگيرد، با خود گفت: هر جور شده بايد از مرگ اين مرد جلوگيري كنم و فكر كردن راه چاره‌اي به ذهنش رسيد.
مرد مسافر شاخه‌ي تازه‌اي از يكي از درختان باغ كَند. تركه‌ي دردناكي از آن درست كرد و شروع كرد داد و بيداد به راه انداختن تا مرد باغبان را از خواب بيدار كرد. همين كه مرد بيدار شد اولين ضربه را به او زد تا سريع از جايش بپرد و به حركت وادار شود. باغبان بيچاره كه مات و متحير مانده بود پرسيد: تو كيستي؟ چرا مي‌‌زني؟ از كجا آمدي؟ ولي مرد دانا بدون اينكه جوابي بدهد با تركه او را دنبال مي‌‌كرد و مي‌گفت: بلند شو! بلند شو! تا دير نشده چند تا ميوه‌ي گنديده بخور.
مرد باغبان كه متوجه‌ي منظور او نبود مي‌‌گفت: حالا چرا ميوه‌ي گنديده. اگر بخواهم بخورم، از ميوه‌هاي سالمش مي‌‌خورم، چون باغ خودمه و خودم زحمتش را كشيدم. ولي گوش مرد دانا به اين حرف‌ها و دليل و منطق‌ها بدهكار نبود. باغبان را با تركه مي‌زد كه جايي ثابت قرار نگيرد و مي‌‌گفت: نه تو بايد ميوه‌ي گنديده بخوري!
باغبان كه دستش خالي بود و چاره‌اي جز تسليم در برابر مرد دانا نداشت، ديد اگر ميوه‌هاي گنديده‌ي باغش را بخورد بهتر از اين است كه مرتب ضربات تركه به جانش بخورد. شروع كرد به خوردن ميوه‌هاي گنديده‌اي كه خودش از درختان باغ چيده بود تا به دور بريزد. مرد باغبان خورد و خورد تا جايي كه ديگر از شدت سيري داشت خفه مي‌‌شد.
مرد باغبان با همان حالت زاري و بيچارگي رو كرد به مرد دانا و گفت: حداقل بگو جرم من چي هست كه چنين مجازات سنگيني را بدون هيچ گونه محاكمه‌اي برايم در نظر گرفتي؟ چيزي نمانده از خوردن اين همه ميوه‌ي گنديده جانم را از دست بدهم.
مرد دانا همينطور كه به طرف اسبش مي‌‌رفت تا طنابش را باز كند و سوارش بشود گفت: حالا كجاش رو ديدي؟ حالا كه ميوه‌هاي باغت را خوردي موقع دويدن زير درختان باغت هست.
مرد دانا سوار بر اسبش با تركه‌اي كه درست كرده بود به مرد باغدار ضربه مي‌‌زد و باغدار بيچاره مي‌‌دويد. تا جايي كه مرد باغدار لحظه به لحظه حالش بدتر مي‌‌شد. و در اثر اين همه فشار و ترس و دلهره كه مرد دانا برايش ايجاد كرده بود حالش بهم مي‌‌خورد. مرد دانا آنقدر اين كار را ادامه داد تا باغدار هرچه خورده بود بالا آورد.
آن وقت مرد باغدار گوشه‌اي روي زمين افتاد و مرد دانا هم از اسبش پياده شد، بالاي سرش رفت و گفت: رفيق حالت چطور است؟
مرد باغدار كه خيلي عصباني بود و مي‌‌ديد مردي كه تا آن لحظه در حال زورگويي و اذيت او بود حالا كه حالش بهم خورده بالاي سرش آمده حالش را مي‌‌پرسد و به رويش لبخند مي‌‌زند. گفت: تو مرا كشتي حالا، حالم را مي‌‌پرسي؟ مرد دانا گفت: مرا ببخش اي دوست! من چاره‌اي جز اين كار نداشتم؟ باغبان كه معني و مفهوم حرف‌هاي او را نمي‌فهميد، گفت: يعني كه چي؟ تو چاره‌اي نداشتي جز اينكه مرا با تركه بزني؟
مرد دانا گفت: من از اين مسير مي‌‌گذشتم كه خواستم كمي در كنار رودخانه استراحت كنم. به يكباره تو را ديدم كه خوابيده بودي تو آنقدر خسته بودي كه دهانت بازمانده بود. من ديدم كه عقربي در اطراف تو حركت مي‌‌كند، عقرب روي بدن تو آمد و آمد روي صورتت و رفت داخل دهانت آن وقت تو دهانت را بستي. من خواستم كمكي به تو بكنم. اگر به تو مي‌‌گفتم كه عقربي را تو قورت داده‌اي از شدت ترس مي‌مردي.
تنها راه چاره‌اي كه به ذهنم رسيد اين بود كه تو را به تحرك وادارم و كاري كنم تا تو حالت بهم بخورد به خاطر همين مجبورت كردم ميوه‌هاي گنديده‌ي باغت را بخوري و بدوي تا قبل از اينكه زهر عقرب اثر كند آن را بالا بياوري. براي اينكه حرفهايم را باور كني، كافي است محتويات معده‌ات را كه بالا آورده‌اي يكبار ديگر نگاه كني.
مرد باغبان كه باورش نمي‌شد اين كار را كرد و ديد يك عقرب سياه را بالا آورده. مرد دانا با اين كارها جان او را نجات داده بود. مرد باغبان به يكباره تمام تركه‌هايي كه خورده بود را فراموش كرد و به دست و پاي مرد دانا افتاد و از او تشكر كرد.
منبع:rasekhoon.net



خبرگزاری آريا – جملکس هاي با معني (۲)


جملکس هاي با معني (2)

خبرگزاري آريا –
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي با معني
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس کوتاه اموزنده
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي آموزنده
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس تفکر برانگيز
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي زيبا با موضوع خدا
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي جديد
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي با معني
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس زيبا
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي زيبا و خواندني
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي زيبا
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي با معني
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي زيبا با موضوع خدا
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس تفکر برانگيز
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس هاي آموزنده
جملکس هاي با معني, جملکس هاي جديد
جملکس کوتاه اموزنده
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته