Tag Archives: آريا

خبرگزاری آريا – داستان کوتاه کشتي به گل نشسته


داستان کوتاه کشتي به گل نشسته

خبرگزاري آريا –
داستان,داستان کوتاه,داستان هاي خواندنيداستان هاي جالب و خواندني
داستان خواندني کشتي به گل نشسته
يکي از روزها ناخداي يک کشتي و سرمهندس آن در اين‌ باره بحث مي‌کردند که در کار اداره و هدايت کشتي کدام‌يک نقش مهم‌تري دارند. بحث به‌شدت بالا گرفت و ناخدا پيشنهاد کرد که يک روز جايشان را با هم عوض کنند. قرار گذاشتند که سرمهندس سکان کشتي را به‌دست گيرد و ناخدا به اتاق مهندس کشتي برود. هنوز چند ساعتي از جابه‌جايي نگذشته بود که ناخدا عرق‌ريزان با سر و وضعي کثيف و روغن‌مالي بالا آمد و گفت: «مهندس سري به موتورخانه بزن. هرقدر تلاش مي‌کنم، کشتي حرکت نمي‌کند.»
سرمهندس فرياد کشيد: «البته که حرکت نمي‌کند، کشتي به گِل نشسته است!»
منبع:
برگرفته از برگرفته از كتابماكسول، جان؛ ۱۷ اصل كار تيمي
dastan.blogtarin.com



خبرگزاری آريا – ضرب المثل حرف مرد يكي است


ضرب المثل حرف مرد يكي است

خبرگزاري آريا –
داستان ضرب المثل ها, ريشه ضرب المثل هاي ايراني
داستان ضرب المثل حرف مرد يكي است
کاربرد ضرب المثل:
اين ضرب المثل در مورد افرادي است كه با اينكه نظراتش اشتباه است باز هم با لجاجت روي حرف خود پافشاري مي‌كند.
داستان ضرب المثل:
در زمان‌هاي قديم مردم مي‌گفتند كه سن چهل سالگي، سن پختگي در رفتار و كردار و نهايت رشد عقلي، اجتماعي فرد مي‌باشد. در آن زمان چهل سالگي آنقدر اهميت داشت كه در بعضي از شهرها با اينكه جشن تولد مرسوم نبود ولي جشن تولد چهل سالگي را براي افراد جشن مي‌گرفتند.
يكي از افرادي كه خيلي دوست داشت زودتر به سن چهل سالگي برسد تا همه او را به عنوان يك آدم فهميده و خردمند به حساب آورند ملانصرالدين بود. ملا كه مي‌ديد مرداني كه در شهرش به سن چهل سالگي مي‌رسند و جشن چهل سالگي مي‌گيرند از آن روز به بعد چه ارزش و مقامي در نظر مردم پيدا مي‌كنند براي رسيدن به آن روز لحظه شماري مي‌كرد. او قصد داشت در چهل سالگي چنان جشني بگيرد كه در ذهن همه‌ي مردم شهر باقي بماند.
تا اينكه ملانصرالدين هم به سن چهل سالگي رسيد و در آن روز جشن بزرگي گرفت و همه‌ي مردم شهر را دعوت كرد. مردم كه او را مي‌شناختند و از شادي و بذله گويي او استفاده كرده بودند، همه در جشن تولد او شركت كردند و به او تبريك گفتند و هداياي بسياري برايش آوردند.
ملا كه فكر اين همه محبت و دوستي را از طرف مردم نمي‌كرد خيلي راضي و خوشحال شد و از آن روز به بعد بيشتر مورد احترام و عزت مردم بود، از طرفي ملا خيلي مي‌ترسيد كه اگر از چهل سالگي بگذرد مردم بگويند او پير شده و مثل آن موقع با او برخورد نكنند.
چندين سال اوضاع به كام ملانصرالدين گذشت. چون هم او به مردم احترام مي‌گذاشت و هم مردم با او محترمانه برخورد مي‌كردند. ملانصرالدين كه اينقدر مورد توجه همگان بود كم كم حسوداني پيدا كرد و يكي از اين افراد مردي بود كه يك سال قبل از ملانصرالدين جشن چهل سالگي گرفته بود و در مدت اين يك سال به شدت مورد توجه مردم بود و تمام مردم براي انجام كارهايشان او را طرف مشورت قرار مي‌دادند. ولي از وقتي كه ملانصرالدين به اين سن رسيده بود ديگر مردم كمترين توجهي به او نمي‌كردند و جايگاه قبلي‌اش را از دست داده بود.
ملانصرالدين مرد خوش خلق و باسواد بود كه دلسوزانه به حرف‌هاي مردم گوش مي‌كرد و تا آنجا كه مي‌توانست مشكلات آنها را برطرف مي‌كرد. در صورتي كه اين مرد در آن دوره خيلي مغرور بود و از روي غرور و تكبر با مردم صحبت مي‌كرد و اگر كار مردم احتياج به نوشتن يا خواندن داشت از آنها پول مي‌گرفت. خوب با اين اخلاق معلوم است كه مردم به سراغ ملانصرالدين مي‌رفتند.
يك شب اين مرد كه قبل از ملا جشن چهل سالگي گرفته بود، در جمع دوستانش از وضع پيش آمده شكايت كرد، و از آنها كمك خواست. دوستانش نشستند تا با هم نقشه‌اي بكشند و شايد بتوانند از محبوبيت ملانصرالدين كمتر كنند، آنها گفتند الان ملانصرالدين چهل و پنج ساله است و كم كم دارد پير مي‌شود. بايد در بين مردم برويم و اين اصل را به مردم يادآور شويم. شايد مردم كمتر به ديدن او بروند و گروهي به سراغ دوست باسواد آنها بيايند.
تا يك روز كه ملانصرالدين در مسجد نشسته بود و به درددل و گلايه‌هاي مردم گوش مي‌كرد تا ببيند چه كمكي به آنها مي‌تواند بكند گروهي از دوستان مرد باسواد وارد مسجد شدند و بالاي سر ملانصرالدين منتظر ايستادند تا حرف‌هاي ملا تمام شود و آنها حرفي را در جمع بزنند.
وقتي حرف‌هاي ملا تمام شد يكي از دوستان آن مرد سلام كرد و رو به مردم حاضر در مسجد گفت: ملانصرالدين دوست دارم همين الان بلند و به صورتي كه همه‌ي مردم بشنوند به من بگويي چند سالت است؟ ملانصرالدين سريع حدس زد كه اين سؤال به چه نيتي پرسيده شده است. لبخندي زد و گفت: معلوم است چهل سال. مرد برگشت نگاهي به ملا كرد و گفت: ملا چرا دروغ مي‌گويي؟ مگر شما چند سال پيش جشن چهل سالگي‌تان را نگرفته‌ايد و همه‌‌ي مردم شهر را دعوت نكرديد؟ ما همه آمديم شام چهل سالگي شما را خورديم. حالا چه جوري مي‌شود كه هنوز چهل ساله باشي؟
ملانصرالدين با قاطعيت نگاهي به او انداخت و گفت: بله، ده سال ديگر هم از من بپرسي مي‌گم، چهل ساله‌ام. مرد گفت: يعني چه؟ ملانصرالدين گفت: حرف مرد يكي است. همه‌ي حضار خنديدند و از اين تيزهوشي و حاضرجوابي ملانصرالدين لذت بردند.
منبع:rasekhoon.net



خبرگزاری آريا – عکس هاي جالب و ديدني روز چهارشنبه ۰۲ خرداد


عکس هاي جالب و ديدني روز چهارشنبه 02 خرداد

خبرگزاري آريا –
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,جشن در سئول قرار دادن گل روي سر زنان شرکت کننده در يک جشن در سئول کره جنوبي
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,خرچنگ چيني بدون شرح
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, حمله تروريستي مراسم نخستين سالگرد حمله تروريستي به کنسرتي در شهر منچستر بريتانيا که منجر به مرگ ۲۲ نفر گرديد. “
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, کارخانه توليد صابون در شهر نيزيپ ترکيه/ عکس روز وب سايت” نشنال جئوگرافي
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, “بدون شرح
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, پله برقي دو زن در يک پله برقي در توکيو
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب , رشته فرنگي يک کارگر در حال کار در کارگاه توليد رشته فرنگي
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,گالاتاسراي گالاتاسراي با فاتح تريم فاتح ليگ ترکيه شد
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,فستيوال شرکت کنندگان در فستيوالي در لايپزيگ آلمان
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, موتورسوار صدها موتورسوار در تايوان
گردآوري: بخش سرگرمي بيتوته


خبرگزاری آريا – هستي مهدوي‌فر به «زهره ماري» پيوست


هستي مهدوي‌فر به «زهره ماري» پيوست

خبرگزاري آريا –
اخبار,اخبارفرهنگي وهنري,هستي مهدوي فر
هستي مهدوي‌فر به نمايش «زهر ماري» به کارگرداني علي احمدي پيوست.
به گزارش مهر، هستي مهدوي فر بازيگر جوان سينما، به نمايش «زهر ماري» کار جديد گروه تئاتر بداهه به کارگرداني علي احمدي پيوست که قرار است از فروردين ٩٧ در تماشاخانه پاليز به صحنه برود.
وي در کارنامه کاري خود حضور در فيلم هاي سينمايي «آذر»، «کمدي انساني»، «لابي»، «پنجاه کيلو آلبالو»، «سوت پايان» و … را داشته است و با اين نمايش اولين تجربه خود در حوزه تئاتر را تجربه خواهد کرد.
نمايشنامه «زهرماري» را رضا بهاروند و احمد سلگي به نگارش درآورده اند و تهيه کنندگي اين اثر بر عهده خسرو احمدي است.
کارهاي پيشن گروه تئاتر بداهه نمايش هايي چون «پپروني براي ديکتاتور»، «خشم اژدها»، «شب بخير کيارستمي» و … بوده است.


خبرگزاری آريا – وصيت دانشمند


وصيت دانشمند

خبرگزاري آريا –
حکايت جالب
وصيت دانشمند
دانشمندي وصيت کرده که بر روي سنگ قبرش اين جملات را بنويسند:
کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم، وقتي بزرگ تر شدم، ديدم دنيا خيلي بزرگه، بهتر است کشورم را تغيير بدهم:در ميانسالي تصميم گرفتم شهرم را تغيير بدهم. آن را هم بزرگ يافتم در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را تغيير بدهم. اينک در آستانه مرگ فهميدم که بايد از روز اول به فکر تغيير خود مي افتادم آنگاه شايد مي توانستم ديگران و بلکه دنيا را تغيير دهم…
منبع: namnak.com


خبرگزاری آريا – جوک طنز و خنده دار ماه رمضان (۴)


جوک طنز و خنده دار ماه رمضان (4)

خبرگزاري آريا –
 مطالب طنز و خنده دار, ماه رمضان, پيامک ماه رمضان
جوک درباره ماه رمضان
‏يه بار افطاري دعوت شديم.بابام گف رفتيم اونجا تابلو نکنيدروزه نيستيم
نزديکاي اذان مادرم فشارش افتاد ميگف بخاطر روزه س
خيلي تو نقشش فرو رفته بود
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
جوک طنز و خنده دار ماه رمضان
قابل توجه دوستان …
تسکين به دل غمزده ي يار ندادي
بر بيخبران وعده ديدار ندادي
بي معرفتي کردي و با ما ننشستي
ديدي رمضان آمد و يه افطاري ندادي
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
جوک ماه رمضان
‏چقد اين افطاري خوبه واقعاً
هميشه جاي خالي يه وعده غذايي رو بين ناهار و شامم احساس ميکردم
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
مطالب طنز و خنده دار
خبر فوري خبر فوري
به اطلاع کليه عزيزان گرامي مي رساند که در اين ايام مبارک رمضان اگر اعلاميه‌اي و خبري مبني بر اينکه فلان مسجد افتخار دارد شما روزه داران را به افطاري با چلوکباب با نوشابه همراه با سبزي و سالاد دعوت نمايد سريعا اين بنده حقير را خبر کرده تا باهم برويم.
با تشکر
من الله توفيق
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
اس ام اس خنده دار ماه رمضان
اينايي که ميگن سر افطار به يادتون بودم الکي ميگن
آدم سر افطار باباش رو هم نميشناسه
ديگه به ياد اين و اون بودن و دعا کردن که جاي خود داره
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
جوک خنده دار ماه رمضان
منم دلم ميخواست شکست عشقي بخورم
.
.
اما روزه ام
.
.
فقط سحري و افطاري ميخورم…
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
جوک طنز ماه رمضان
بابام ميگه نميخوام روزه بگيري..
ميگه اينجوري که تو سحري و افطاري ميخوري حساب کردم کفاره شو بدم کمتر در مي آد!!!
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
جک ماه رمضان
هر عدد باميه ۸۰ کالري يعني چيزي معادل ۵ قاشق غذاخوري برنج و هر ۱۰۰ گرم زولبيا ۴۵۰ کالري تقريبا معادل ۱ بشقاب برنج است!
فقط به جهت کوفت کردن خوشي‌هاي افطاري دوستان عرض شد
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
جوک طنز و خنده دار ماه رمضان
باسلام به همه
و آرزوي قبولي طاعات، بدينوسيله از شما دعوت ميشود فردا شب بعداز اذان مغرب راس ساعت ۸/۳۰ جهت صرف افطاري
دستان خود را حتما تميز بشوييد.
التماس دعا…
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
جوک ماه رمضان
اينکه سر سحري ۵۰ تا ليوان آب بخوريد و انتظار داشته باشين تو روز تشنه نشيد …
اين آپشن ذخيره آب فقط ويژه شتر هست.
خودتونو منفجر نکنين.
باتشکر روابط عمومي آب و فاضلاب
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
جوک درباره ماه رمضان
‏خدايي اداي روزه دار بودن رو درآوردن
از خود روزه گرفتن سخت تره
از بس بايد دنبال جاي امن براي يواشکي آب خوردن باشيم
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
مطالب طنز و خنده دار
يه لواشک ترش و بزرگ دارم چسبوندم به ديوار اتاقم
ولي نميخورمش گذاشتمش وقتايي که تشنمه
ولي روزه ام و نميتونم برم آب بخورم نگاش کنم هي آب دهنمو قورت بدم
تشنگيم رفع شه ..!!
 جوک خنده دار ماه رمضان, جوک درباره ماه رمضان
جوک طنز و خنده دار ماه رمضان
‏نميدونم چرا امسال ماه رمضون اصلا احساس گشنگي و تشنگي نمي کنم، شايد بخاطر هندونه است، چون سحري يه نصفه هندونه ميخورم همش. البته شايد اينکه روزه نميگيرم يه ذره تاثير گذار باشه
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته



خبرگزاری آريا – بيوگرافي نيما شعبان نژاد + عکس


بيوگرافي نيما شعبان نژاد + عکس

خبرگزاري آريا –
نيما شعبان نژاد,بيوگرافي نيما شعبان نژاد,عکس هاي نيما شعبان نژاد عکس هاي نيما شعبان نژاد
نيما شعبان نژاد بازيگر ايراني متولد ۲۱ ارديبهشت سال ۱۳۶۶ در کلن آلمان مي باشد. وي داراي مدرک ليسانس کارگرداني تئاتر است.
چکيده اي از بيوگرافي نيما شعبان نژاد:
زمينه فعاليت: تئاتر و تلويزيون
تولد: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۶۶
کلن، آلمان غربي
محل زندگي: تهران
مليت: ايراني
پيشه: بازيگري و کارگرداني
سال‌هاي فعاليت: ۱۳۸۳ – اکنون
نيما شعبان نژاد,بيوگرافي نيما شعبان نژاد,عکس هاي نيما شعبان نژاد نيما شعبان نژاد و رامبد جوان در برنامه خندوانه
بيوگرافي نيما شعبان نژاد:
نيما شعبان‌نژاد بازيگر تئاتر و تلويزيون اهل ايران است. وي از بازيگران مجموعه خندوانه بوده‌است و در اين مجموعه در شخصيت‌هاي مختلفي به ايفاي نقش مي‌پرداخته‌است. نيما شعبان‌نژاد در رشتهٔ کارگرداني تئاتر تحصيل کرده‌است و از سال ۱۳۸۳ به شکل حرفه‌اي، کار خود را در زمينه بازيگري تئاتر آغاز کرده‌است. پاي او توسط محمد زيکسازي که خود در خندوانه نقش استاد کهنمويي را بازي مي‌کند به خندوانه باز شده‌است.
نيما شعبان‌نژاد علاوه بر تئاتر در زمينه عکاسي، نقاشي و حتي موسيقي نيز فعاليت هايي دارد.
نيما شعبان نژاد,بيوگرافي نيما شعبان نژاد,عکس هاي نيما شعبان نژاد جديدترين عکس هاي نيما شعبان نژاد
فعاليت‌هاي نيما شعبان‌نژاد:
مجموعه تلويزيوني
– رهايم نکن – ۱۳۹۷
تئاتر:
برخي از نمايش‌هايي که وي در آن‌ها ايفاي نقش کرده‌است:
– مرگ در نمي‌زند (کارگردان) – ۱۳۸۴
– آش‌پز نابلد (کارگردان) – ۱۳۸۴
– باغ و وحش شيشه‌اي – ۱۳۸۵
– زنداني شماره ۳ از آمريکا (کارگردان) – ۱۳۸۶
– همسايه سطل آشغالي (کارگردان) – ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹
– مير نوروزي – ۱۳۸۸
– طعم گس مرگ – ۱۳۸۹
– نبرد و مدآ – ۱۳۸۹
– آزادي در بن‌بست تاريکي (کارگردان) – ۱۳۸۹
– چهار فصل مثل هم (کارگردان) – ۱۳۸۹
– محاکمه در کوهستان (کارگردان) – ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰
– در انتهاي هر سفر – ۱۳۹۰
– شاگرد دماغ‌ساز – ۱۳۹۰
– باگانه – ۱۳۹۰
– لابيرنت – ۱۳۹۰
– جمجمه اي در کانه مرا – ۱۳۹۲
– توضيح واضحات (کارگردان) – ۱۳۹۴
– خشم اژدها (بازيگر) -۱۳۹۴
– چيدمان غلط (بازيگر)- ۱۳۹۵
– دريبل (بازيگر)-۱۳۹۶
خندوانه:
وي تاکنون در قالب شش نقش مختلف در خندوانه ايفاي نقش کرده‌است:
– نيما
– جوبان
– کيا تاناکورا
– بايرام کوکَکي تبسّم
– خانومي (مزاحم تلفني خندوانه)
– دکتر پاينده سازگار با محيط زيست
عکس هاي نيما شعبان نژاد:
نيما شعبان نژاد,بيوگرافي نيما شعبان نژاد,عکس هاي نيما شعبان نژاد عکسي جديد از نيما شعبان نژاد و رامبد جوان
نيما شعبان نژاد,بيوگرافي نيما شعبان نژاد,عکس هاي نيما شعبان نژاد نيما شعبان نژاد در برنامه خنداونه
نيما شعبان نژاد,بيوگرافي نيما شعبان نژاد,عکس هاي نيما شعبان نژاد عکس دوران کودکي نيما شعبان نژاد
گردآوري: بخش بازيگران بيتوته



خبرگزاری آريا – ديالوگ هاي زيبا و ماندگار فيلم ها (۲۷)


ديالوگ هاي زيبا و ماندگار فيلم ها (27)

خبرگزاري آريا –
ديالوگ هاي زيبا , ديالوگ هاي ماندگار سينماي جهان
ديالوگ هاي ماندگار سينماي ايران
وقتي که حرف مي زنيم بيشتر مي خواهيم خودمان را قانع کنيم تا ديگران را..
کسي که قانع شده باشد، کسي که به انديشه هاي خود ايمان داشته باشد، اصلا حرف نمي زند….
يادداشت هاي شهر شلوغ
فريدون تنکابني
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار سينماي ايران
بزرگترين هراس يک زن، ناديده گرفته شدن است.
اين موجودات ظريف به گونه اي خلق شده اند که اگر دشمن‌شان هم نسبت به آن ها بي‌اعتنايي کند رنج خواهند کشيد.
هفده انگليسي مسموم
گابريل گارسيا مارکز
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار
موفق شدنِ ما يک در ميليونه!
– پس هنوز اميدي هست…
Chicken Run
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي زيبا و ماندگار فيلم ها
بيگ‌محمد: هيچ وقت عاشق بوده‌اي ستار؟
ستار: عاشق زياد ديده‌ام
بيگ‌محمد: راه و طريقش چه جور است عشق؟
ستار: من که نرفته‌ام برادر
بيگ‌محمد: آنها که رفته‌اند چي؟ آنها چي مي‌گويند؟
ستار: آنها که تا به آخر رفته‌اند، برنگشته‌اند تا چيزي بگويند.
کليدر
محمود دولت آبادي
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي عاشقانه
بنظر نميرسه اهل اينجا باشي.
– بنظر ميرسه اهل کجا باشم؟
+يه جاي… زيبا
Boys don`t Cry
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار سينما
زندگي مث يه بازي ميمونه… فاصله ي بين گل زدن و نزدن يه تيردروازه ست،
بزني محبوبي، نزني منفور…
بارکد
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي خنده دار
ادوارد بلوم:
ممکنه ظاهر خيلي چيزا تو زندگي پليد و زشت باشه… اما همه اش از تنهايي و کمبود محبته
Big Fish
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي زيبا و ماندگار فيلم ها
حامد (بابک حميديان): يه چيزي بگو ترسم بريزه…
ژاله (باران کوثري): مي‌ميرم برات…
بغض / رضا درميشيان
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي عاشقانه
رضا خوشنويس:
آب از دست صياد خوردن بهتره تا سلاخ،
قهوه چي‌:
سلاخ خلاص مي‌كنه ،
صياد گرفتار…
هزاردستان _ علي حاتمي
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار
– خوبه که صليب به گردنت داري…
– تو بهش اعتقاد داري؟
– معلومه بهش اعتقاد دارم.اون جون خودشو نجات داده
Kids 1995
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار سينماي ايران
وقتي شاطر عباس نان‌هاي داغ را توي دست‌هاي مهتاب مي‌گذاشت، دلم مي‌خواست جاي شاطر عباس بودم. وقتي مهتاب نان‌هاي داغ را لاي چادر گلدارش مي‌پيچاند، دلم مي‌خواست من آن نان‌هاي داغ باشم. وقتي مهتاب به خانه مي‌رسيد و کوبه‌ي در را مي‌کوبيد، هوس مي‌کردم کوبه‌ي در باشم. وقتي مادرش نان‌ها را از مهتاب مي‌گرفت، دوست داشتم مادر مهتاب باشم. بعد مهتاب تکه‌ي نان را براي ماهي‌هاي قرمز توي حوض خانه‌شان مي‌انداخت و من هزار بار آرزو مي‌کردم يکي از ماهي‌هاي قرمز توي حوض باشم…
عشق_روي_پياده_رو
مصطفي_مستور
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ فيلم
شنيده بودم اونايي که يه کاري رو بلدن انجامش ميدن، اونايي که بلد نيستن تدريسش ميکنن!
ديالوگ فيلم پرسه در مه
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي زيبا
عکس پسرتو کشيدم ، يک کم تار شده ، بهترين چيزي نيست که کشيدم ولي به چشمهاش نگاه کن ، يک ذره اميد توش مي بيني ….
Snowpiercer 2013
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته



خبرگزاری آريا –  عکس هاي جالب و ديدني روز سه شنبه ۰۱ خرداد


 عکس هاي جالب و ديدني روز سه شنبه 01 خرداد

خبرگزاري آريا –
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,مردان نقابدار مردان نقابدار در حال حمل صليب در شمال اسپانيا
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,خرچنگ چيني بدون شرح
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, جشنواره گل يک کارگر در ميان گلها در جشنواره گل چلسي انگليس
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,فستيوال دختران در يک فستيوال در فيليپين
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, مراسم آييني مسيحيان در آلمنتو اسپانيا
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,شناي جوانان شناي جوانان پاکستاني در هواي گرم لاهور
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب ,سوبارو اسنت سوبارو اسنت ۲۰۱۹
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,ابرهاي طوفاني ابرهاي طوفاني در آسمان نيويورک
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,جشن تولد بودا جشن تولد بودا در معبدي در سئول
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,بازي روباه ها بازي روباه ها در برف در جزيره “هوکاييدو” ژاپن/عکس روز وب سايت”نشنال جئوگرافي”
گردآوري: بخش سرگرمي بيتوته


خبرگزاری آريا – معما؛ چند مسابقه بايد برگزار شود؟


معما؛ چند مسابقه بايد برگزار شود؟

خبرگزاري آريا –
معما هاي جالب با جواب, معما و تست هوش
معما با جواب
تعداد شرکت‌کنندگان در بخش انفرادي مسابقات تنيس ويمبلدون ۱۲۸ نفر است. اين رقابت‌ها حذفي است يعني هر کس ببازد، حذف مي‌شود. در هر مرحله نيمي از شرکت‌کنندگان که بازي‌هايشان را برده‌اند به مرحله بعد مي‌روند و بقيه از دور خارج مي‌شوند.
با اين توضيحات اگر تعداد شرکت‌کنندگان را چهار برابر کنند و به ۵۱۲ نفر افزايش دهند، چند مسابقه در کل رقابت‌ها بايد انجام شود تا قهرمان معلوم شود؟
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
◊◊◊
پاسخ معماي چند مسابقه بايد برگزار شود:
۵۱۱ مسابقه.
اين رقابت‌ها حذفي است و کسي در آن قهرمان مي‌شود که هيچ باختي نداشته باشد. بقيه بازيکنان همه يک بار – و فقط يک بار – مي‌بازند.
بنابراين هر شرکت‌کننده‌اي غير از قهرمان بايد يک بار ببازد و براي هر باخت بايد يک مسابقه برگزار شود. به اين ترتيب با ۵۱۲ شرکت ‌کننده ۵۱۱ مسابقه براي تعيين قهرمان برگزار مي‌شود.
اگر هنوز برايتان روشن نيست اين طور حساب کنيد:
اگر ۵۱۲ شرکت کننده داشته باشيم در مرحله اول نصف اين تعداد يعني ۲۵۶ مسابقه خواهيم داشت. بعد در هر مرحله تعداد مسابقات نصف مي‌شود. مجموع تعداد مسابقات را مي‌توان اين طور حساب کرد:
۵۱۱=۱+۲+۴+۸+۱۶+۳۲+۶۴+۱۲۸+۲۵۶
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته



1 2 3 4 41