ماه رمان

رمانس به ندرت دارای محتوای اخلاقی و تعلیمی است و به کلی متفاوت از اسطوره است. قصه‌ها عمری طولانی دارد و تاریخ پیدایش آنها تقریبا همان اندازه قدیمی است که تاریخ زندگی بشر اما شکل و روال تازه ادبی که ما در رمان مجسم می‌بینیم، یعنی خلق داستانی منثور و طولانی با تاکیدی بر واقعیت و اصالت و تجربیات و تخیلات فردی و شخصی، هرگز گذشته طولانی نداشته است و تاریخ پیدایش و طلوع آن در فرهنگ ادبی جهان از سه قرن تجاوز نمی‌کند. در حقیقت وقتی آدمی شناسنامه و هویت فردی خود را پیدا کرد، رمان نیز تولد یافت. قصه‌های قدیمی بیشتر به مطلق‌گرایی و نمونه‌های کلی توجه داشت. قهرمان‌های قصه ها، نمونه‌های کلی از سرگذشت‌های کلی و مظاهر کلی بودند، نمونه‌های صفات بد و خوب انسانی.ماه رمان

شخصیت‌ها در این آثار به دو گروه متفاوت و متمایز تقسیم می‌شدند: گروه خدایی با همه صفات و خصایل پسندیده، گروه اهریمنی با همه رذالت‌ها و پستی‌ها و پلیدی ها. درگیری این دو گروه باعث پدید آمدن ماجراهای قصه‌ها و رمانس‌ها می‌شد. از اواخر قرن هفدهم جهان‌بینی انسان، از جهان‌بینی قهرمان جدا شد. شناخت افراد از مسائل تغییر یافت و موضوع رمان‌ها نیز از این دگرگونی‌های تازه فردی مایه گرفت. برای اولین‌بار خصوصیات عاطفی و درونی و تجزیه و تحلیل روحی به ادبیات راه یافت و رمان به‌معنی واقعی و امروزی آن به‌وجود آمد.

ویلیام هزلیت، منتقد و مقاله‌نویس انگلیسی در قرن نوزدهم، رمان را چنین تعریف کرده است: رمان، داستانی است که براساس تقلیدی نزدیک به واقعیت، از آدمی و عادات و حالات بشری نوشته شده باشد و به نحوی از انحا شالوده جامعه را در خود تصویر و منعکس کند. تعریف‌های دیگری که برای رمان عنوان کرده‌اند هر کدام بر نوعی از رمان قابل تطبیق است و بر نوع دیگر نیست، این تعریف‌ها هر کدام نوعی از رمان را در بر می‌گیرد و هیچ کدام حرف آخر را نمی‌زند، به اصطلاح جامع و مانع نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *