خبرگزاری آريا – بقال و خاتون


بقال و خاتون

خبرگزاري آريا –
حکايت مثنوي معنوي حکايت هاي مثنوي معنوي
بقالي زني را دوست مي‌داشت. با کنيزک خاتون پيغام‌ها کرد که: «من چنينم و چنانم و عاشقم و مي‌سوزم و آرام ندارم و بر من ستم‌ها مي‌رود و دي چنين بودم و دوش بر من چنين گذشت.» قصه هاي دراز فرو خواند.
کنيزک به خدمت خاتون آمد و گفت: «بقال سلام مي‌رساند و مي‌گويد که “بيا تا تو را چنين کنم و چنان کنم.”»
گفت: «به اين سردي؟»
گفت: «او دراز گفت اما مقصود اين بود!»
آدميتي طلب کن. مقصود اين است. باقي، دراز کشيدن است. سخن را چون بسيار آرايش مي‌کنند، مقصود فراموش مي‌شود. اصل مقصود است. باقي، دردسر است.
منبع: فيه مافيه مولانا