خبرگزاری آريا – داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود


داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود

خبرگزاري آريا –
ضرب المثل هاي فارسي, ريشه تاريخي ضرب المثل
داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود
کاربرد ضرب المثل :
ضرب المثل اگر بشود، چه شود در مورد افراد خوش بيني به کار مي‌رود که گاه خودشان مي‌دانند کاري که در حال انجام آن هستند بي‌فايده است ولي باز هم بر انجام آن اصرار دارند.
داستان ضرب المثل :
روزي، ملانصرالدين به شهري ساحلي سفر کرد. ملا که تا آن موقع دريا را نديده بود، وقتي به کنار دريا رسيد خيلي تعجب کرد و از ديدن اين همه آب، که انتهايش معلوم نبود و تا چشم قادر به ديدن بود، آب بود، حيرت زده شد. ملا ساعت‌ها لب دريا نشست و به آن نگاه کرد او احساس مي‌کرد در برابر اين عظمت و بزرگي بايد کاري کند. بايد از اين همه نعمت که پيش رويش است نهايت استفاده را بکند.
بعد از چند ساعت از لب ساحل بلند شد و به شهر بازگشت. به اولين بقالي که رسيد ظرف ماستي خريد و دوباره بازگشت و آمد و در کنار ساحل نشست و شروع کرد با قاشق کم کم ماست را در آب حل کردن. مردي از آنجا مي‌گذشت، ملا را شناخت نزديک آمد سلام و عليک کرد و پرسيد: ملا چه کار مي کني؟
ملا خونسرد گفت: دارم دوغ درست مي‌کنم. مرد گفت: دوغ با ظرفي ماست به اين کوچکي که در آب دريا حل مي‌کني، داري دوغ درست مي‌کني؟ ملا همانگونه که در عوالم خودش بود گفت: فکرش را بکن من که از دارايي‌هاي روي خشکي بهره‌اي نبرده‌ام اگر شانس بياورم اين دوغ درست شود، آن وقت بتوانم آن را بفروشم چقدر ثروتمند خواهم شد. فکرش را بکن اگر بشود، چه مي‌شود.
مرد که اوضاع را اينگونه ديد با خنده گفت: ملا به فکر ما هم باش از اين همه نعمت بهره‌اي هم به ما بده. ملانصرالدين گفت: باشه، تو دعاکن اين دوغ خوبي درست شود، چند کوزه‌ام به تو خواهم داد. تا به خانه ببري و با خانواده‌ات بخوري.
منبع:irnak.com