خبرگزاری آريا – ديالوگ هاي زيبا و ماندگار فيلم ها (۲۷)


ديالوگ هاي زيبا و ماندگار فيلم ها (27)

خبرگزاري آريا –
ديالوگ هاي زيبا , ديالوگ هاي ماندگار سينماي جهان
ديالوگ هاي ماندگار سينماي ايران
وقتي که حرف مي زنيم بيشتر مي خواهيم خودمان را قانع کنيم تا ديگران را..
کسي که قانع شده باشد، کسي که به انديشه هاي خود ايمان داشته باشد، اصلا حرف نمي زند….
يادداشت هاي شهر شلوغ
فريدون تنکابني
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار سينماي ايران
بزرگترين هراس يک زن، ناديده گرفته شدن است.
اين موجودات ظريف به گونه اي خلق شده اند که اگر دشمن‌شان هم نسبت به آن ها بي‌اعتنايي کند رنج خواهند کشيد.
هفده انگليسي مسموم
گابريل گارسيا مارکز
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار
موفق شدنِ ما يک در ميليونه!
– پس هنوز اميدي هست…
Chicken Run
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي زيبا و ماندگار فيلم ها
بيگ‌محمد: هيچ وقت عاشق بوده‌اي ستار؟
ستار: عاشق زياد ديده‌ام
بيگ‌محمد: راه و طريقش چه جور است عشق؟
ستار: من که نرفته‌ام برادر
بيگ‌محمد: آنها که رفته‌اند چي؟ آنها چي مي‌گويند؟
ستار: آنها که تا به آخر رفته‌اند، برنگشته‌اند تا چيزي بگويند.
کليدر
محمود دولت آبادي
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي عاشقانه
بنظر نميرسه اهل اينجا باشي.
– بنظر ميرسه اهل کجا باشم؟
+يه جاي… زيبا
Boys don`t Cry
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار سينما
زندگي مث يه بازي ميمونه… فاصله ي بين گل زدن و نزدن يه تيردروازه ست،
بزني محبوبي، نزني منفور…
بارکد
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي خنده دار
ادوارد بلوم:
ممکنه ظاهر خيلي چيزا تو زندگي پليد و زشت باشه… اما همه اش از تنهايي و کمبود محبته
Big Fish
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي زيبا و ماندگار فيلم ها
حامد (بابک حميديان): يه چيزي بگو ترسم بريزه…
ژاله (باران کوثري): مي‌ميرم برات…
بغض / رضا درميشيان
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي عاشقانه
رضا خوشنويس:
آب از دست صياد خوردن بهتره تا سلاخ،
قهوه چي‌:
سلاخ خلاص مي‌كنه ،
صياد گرفتار…
هزاردستان _ علي حاتمي
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار
– خوبه که صليب به گردنت داري…
– تو بهش اعتقاد داري؟
– معلومه بهش اعتقاد دارم.اون جون خودشو نجات داده
Kids 1995
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي ماندگار سينماي ايران
وقتي شاطر عباس نان‌هاي داغ را توي دست‌هاي مهتاب مي‌گذاشت، دلم مي‌خواست جاي شاطر عباس بودم. وقتي مهتاب نان‌هاي داغ را لاي چادر گلدارش مي‌پيچاند، دلم مي‌خواست من آن نان‌هاي داغ باشم. وقتي مهتاب به خانه مي‌رسيد و کوبه‌ي در را مي‌کوبيد، هوس مي‌کردم کوبه‌ي در باشم. وقتي مادرش نان‌ها را از مهتاب مي‌گرفت، دوست داشتم مادر مهتاب باشم. بعد مهتاب تکه‌ي نان را براي ماهي‌هاي قرمز توي حوض خانه‌شان مي‌انداخت و من هزار بار آرزو مي‌کردم يکي از ماهي‌هاي قرمز توي حوض باشم…
عشق_روي_پياده_رو
مصطفي_مستور
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ فيلم
شنيده بودم اونايي که يه کاري رو بلدن انجامش ميدن، اونايي که بلد نيستن تدريسش ميکنن!
ديالوگ فيلم پرسه در مه
ديالوگ هاي عاشقانه ,ديالوگ هاي زيبا
ديالوگ هاي زيبا
عکس پسرتو کشيدم ، يک کم تار شده ، بهترين چيزي نيست که کشيدم ولي به چشمهاش نگاه کن ، يک ذره اميد توش مي بيني ….
Snowpiercer 2013
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته